تبليغاتX
اختر شناسي
اختر شناسي
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
خوشه ستاره اي پنجگانه در قلب راه شيري

دانشمندان براي نخستين بار، به ياري عكس هاي با وضوح بسيار بالاي رصد خانه كك ، شواهدي دال بر وجود خوشه ستاره اي پنج گانه در مركز كهكشان راه شيري بدست آورده اند. بر اين اساس پس از 15 سال يكي از اسرار آميز ترين پديده هايي كه ذهن دانشمندان را به خود مشغول نگاه داشته بود در آستانه آشكار شدن است.   دانشمندان براي نخستين بار، به ياري عكس هاي با وضوح بسيار بالاي رصد خانه كك ، شواهدي دال بر وجود خوشه ستاره اي پنج گانه در مركز كهكشان راه شيري بدست آورده اند. بر اين اساس پس از 15 سال يكي از اسرار آميز ترين پديده هايي كه ذهن دانشمندان را به خود مشغول نگاه داشته بود در آستانه آشكار شدن است.  
 

اين خوشه از ستارگان بسيار پر جرمي تشكيل شده است كه در اطراف سياه چاله ابر پرجرم قلب كهكشان به سر مي برند.به عقيده دانشمندان در اكثر اين خوشه ها، ستارگان پرجرم دو تايي وجود دارند كه مراحل پاياني عمر خود را مي گذرانند و در عين حال مقادير بسيار زيادي گاز و غبار از خود به فضاي اطراف منتشر مي كنند.اين ذرات غبار هنگام دور شدن اشكالي شبيه به يك چرخ دنده مارپيچ مي سازند و در اطراف ستاره شروع به گردش به دور يكديگر مي نمايند. 

 
خوشه ستاره اي پنج گانه در قلب راه شيري
 
نمايي از خوشه ستاره اي پنج گانه از ديد تلسكوپ كك

 

ماهيت واقعي ستارگان به طور كامل، تا كنون براي بشر امروز ناشناخته بوده است.نتيجه تحقيقات پيتر تات هيل از دانشگاه سيدني و دونالد فيگر از انستيتو تكنولوژي راچستر كه در يك نشريه علمي چاپ شده، حاكي از آن است كه پنج ستاره اي كه اين خوشه ستاره اي را تشكيل مي دهند بسيار درخشان و سرخ رنگ هستند و طول عمر آن ها در حدود 5 ميليارد سال مي باشد. اين ستارگان به سرعت سوخت خود را به مصرف مي رسانند و درخشش فراواني دارند به همين دليل در مقايسه با ساير ستارگان عادي كه ميليارد ها سال به فعاليت خود ادامه مي دهند، عمري به نسبت كوتاه تر دارند.بر طبق داده هاي بدست آمده اين ستارگان به انفجار ابر نو اختري نزديك مي شوند.

 

اگرچه در دهه گذشته اين خوشه توسط تلسكوپ فضايي هابل بررسي شده بود،اما وضوح بسيار بالاي تصاوير رصد خانه كك در هاوايي دانشمندان را قادر ساخت تا بتوانند ذرات غباري كه به شكل چرخ دنده هاي مارپيچ در آمده بودند را مشاهده و ثبت نمايند.پيش از اين تات هيل در سال 1999 در گوشه اي ديگر از كهكشان راه شيري، موفق به مشاهده ذرات غبار با ساختار مشابه به چرخ دنده هاي مارپيچي شده بود.

دونالد فيگر در اين باره مي گويد:چنين ساختارهايي در كهكشان ما به ندرت يافت مي شوند و تاكنون ما تعداد محدودي از آن ها را مشاهده كرده ايم.اما در مورد اخير پنج ستاره با ساختار غباري مشابه آن هم در يك خوشه ستاره اي گرد هم آمده اند،اين نكته اي بسيار مهم است و تا كنون سابقه نداشته است.

بر طبق تحقيقات فيگر چنين ساختارهاي غباري نمايانگر وجود ستاره هاي دوتايي و يا ستارگان پر جرمي است كه در حال گسترش ابعاد خود هستند.دانشمندان بوسيله ساختار هندسي توده هاي غبار  موفق به اندازه گيري فاصله ستارگان از يكديگر و همچنين مدت زمان تناوب مداري آنها شده اند.

 

فيگر مي افزايد:با توجه به مطالعات ما تنها را تشكيل اين چرخ دنده هاي غباري گردش دو ستاره به دور يكديگر است.اين ستارگان چنان به هم نزديك اند كه باد هاي شان به يكديگر برخورد كرده و ذرات غبار را به شكل مارپيچ در مي آورند.نمونه بسيار ساده آن خارج شدن آب از آب پاش هايي باغباني است، كه هنگام پخش كردن آب گردش مي كنند و آن را به صورت مارپيچ گردان به اطراف مي پاشند.يك ستاره به تنهايي قادر نيست كه چنين ساختارهايي را ايجاد نمايد.

فيگر پيش از اين در سال 1996 ادعا كرده بود كه موفق شده است يك خوشه ستاره اي پنج گانه  با ستارگاني پرجرم كه در حال توليد ذرات غبار هستند را مشاهده كند،اما تا قبل از كار با تلسكوپ كك نتوانسته بود تحقيقات خود را ثابت نمايد.

فيگر مي گويد:اگر شما مايل باشيد كه به ساختار و ماهيت واقعي شكل گيري يك ستاره پي ببريد،نخست بايد بدانيد كه آيا ستاره به تنهايي در حال شكل گيري است و يا به صورت گروهي؟به عبارت ديگر پاسخ اين سوال به ما نشان مي دهد كه ستارگان تنها و يا با همدم شكل مي گيرند.

 

دانشمندان ديگري كه در اين تحقيقات نقش داشته اند عبارتند از : جان مانير از دانشگاه ميشيگان،انجل تانر از آزمايشگاه موتور هاي پيشران ناسا، آندرا گز از دانشگاه كاليفرنيا و ويليام دانچي از مركز فضايي گادارد ناسا. همچنين انجمن پژوهشي استراليا، بنياد علمي ستاره شناسي ملي(بخش اختر فيزيك) و سازمان فضايي ناسا (بخش اختر فيزيك) از حاميان اين پروژه طولاني مدت بوده اند.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:36 AM توسط : Holley
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
دانشمندان برخورد بادهاي ستاره اي قدرتمند را رديابي كردند

دانشمندان با استفاده از رادیو تلسکوپ VLBA برخورد بادهای ستاره ای قدرتمند را ردیابی کردند

اختر شناسان با استفاده از رادیو تلسکوپ VLBA(Very Long Baseline Array) حرکت منطقه ای شدیدی که بادهای قدرتمند دو ستاره غولپیکر با یکدیگر برخورد می کنند را ردیابی کردند.منطقه برخورد که مانند ستاره ها در حرکت است , قسمتی از یک جفت دو تائی , مدار هر کدام و اندازه گیری دقیق حرکت آنها , کلیدی بود برای گشودن اطلاعات جدید حیاتی در مورد ستاره ها و بادهای ستاره ای.

گرافیک قرار داده شده بر عکسی که توسط VLBA گرفته شده ومنطقه برخورد باد بر نمایی از مدار ستاره WR و همدم غولپیکرش را نشان میدهد (عکس توسط دوگرتی)

هر دو ستاره بسیار حجیم تر از خورشید ما هستند _ یکی در حدود 20 برابر و دیگری در حدود 50 برابر حجم خورشید هستند.ستاره ای با حجم 20, یک ستاره Wolf-Rayet(WR)نامیده می شود ک توسط بادی بسیار قوی از ذرات رانده شده از سطح اش به سمت خارج شناخته می شود.بیشتر ستارگان حجیم, باد خروجی نیرومندی دارند, اما یکی قدرت کمتری نسبت به دیگر ستاره WR دارد.دو ستاره قسمتی از یک سیستم هستند کهWR 140 نامیده می شود, ومدار هر کدامشان در یک مدار بیضی شکل و تقریبا به اندازه منظومه شمسی ما است.
منظره ذیذنی این سیستم , منطقه ای است که بادهای ستاره ها به هم برخورد و انتشار رادیوئی درخشانی را تولید می کنند.شین دوگرتی, ستاره شناس انستیتو هرتزبرگ اختر فیزیک در کانادا در این زمینه اظهار داشت:"ما قادر هستیم که این منطقه برخورد را که با مدار ستاره ها حرکت می کند ردیابی کنیم." دوگرتی و همکارش اکتشافشان را در مجله اختر فیزیک , به تاریخ10 آپریل ارائه دادند.
VLBA به دانشمندان این امکان را می دهد که حرکت منطقه برخورد باد را اندازه گیری کرده و سپس جزئیات مدارهای ستاره ای , و فاصله دقیق با سیستم را تعیین کنند.دوگرتی ادامه داد:"محاسبات جدید ما در مورد جزئیات مداری و فاصله ای , برای فهم ماهیت این ستاره های WR بسیار مهم و حیاتی هستند."

در سیستم WR 140 ستاره ها یک دور مداری را در 7.9 سال کامل می کنند.ستاره شناسان سیستم را برای یک سال و نیم پیگیری کردند.مارک کلاوسن از رصدخانه اخترشناسی رادیوئی ملی سوکورو در نیو مکزیکو اظهار داشت:"مردم مدلهای تئوریی برای این مناطق برخورد یافته اند,اما بنظر نمی آید که این مدلها برای آنچه مشاهدات ما نشان داده اند , مناسب باشد." وی افزود:"اطلاعات جدید در این سیستم باید متخصصان علوم نظری را با اطلاعات بسیار بهتری آماده سازد, برای تصحیح مدلشان از چگونگی نمو ستاره های WR و چگونگی عملکرد مناطق برخورد."

دانشمندان تغییراتی در سیستم ستاره ای مشاهده کردند.هنگامیکه توسط مدار ستاره ای در مسیرهایی که آنها را به نزدیکی مریخ از خورشید و به دوری نپتون از خورشید از یکدیگر می رساند , حمل می شدند.جزئیات تحلیل آنها , اطلاعات جدیدی بر قدرت باد ستاره WR داد.در برخی نقاط از مدار , منطقه برخورد باد , شدیدا امواج رادیوئی منتشر می کرد و در نقاط دیگر , دانشمندان نتوانستند منطقه برخورد را شناسائی کنند.ستاره های WR ستاره های غولپیکری , تقریبا به اندازه زمانی هستند که همانند یک ابرنواختر منبسط و منفجر خواهند شد.
کلاوسن افزود:"تلسکوپ دیگری در دنیا نیست که قادر باشد جزئیات آشکار شده توسط VLBA را مشاهده کند.این توانایی بی همتا , قابلیت تعیین حجم و خواص دیگری از ستاره ها را به ما داد, و ما را در پاسخگویی به برخی سئوالهای اساسی در مورد ذات ستاره های WR و چگونگی تکامل آنها , یاری خواهد رساند." ستاره شناسان قصد دارند که مشاهده WR 140 را برای ذرک تغییرات سیستم ادامه دهند,همچنانکه دو ستاره حجیم به دور زدن یکدیگر ادامه می دهند.

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:26 AM توسط : Holley
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386
تكنولو‍ي پنهان كاري و معرفي نمونه هايي از هواگردهاي پنهان كار

تاریخچه تکنولوژی پنهان‌کاری
بررسی تاریخچه‌ی فعالیت‌هایی که در راستای ایجاد قابلیّت پنهان‌کاری در وسایل پرنده (و همچنین سایر جنگ‌افزارهـا) صورت گرفته است، نکات قابل توجهی را آشکار ساخته است:
· آمریکایی‌هـا، بیش از همه و پیش از سایر کشورهـا در این زمینه سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛
· با توجه به میزان سرمایه‌گذاری‌های آمریکا در این زمینه، به نظر می‌رسد، هزینه‌های تحقیق و توسعه در این زمینه بسیار زیاد است. تعداد قابل توجّهی از پروژه‌های مطرح شده در این زمینه، در نیمه‌های کار به دلایل مالی، لغو شده‌اند و نیمه‌کاره مانده‌اند. از این دست می‌توان به پروژه‌ی "دارک استار" که در 1999 توسط وزارت دفاع ایالات متحده لغو شد و پروژه‌ی "آرورا" که احتمالاً در سال 1990 لغو شده، اشاره کرد؛
· تعداد قابل توجهی از پروژه‌‌های انجام شده در زمینه‌ی پنهان‌کاری، که اتفاقـاً هزینه و زمان قابل توجهی را به خود اختصاص داده‌اند، فقط برای اثبات و ارزیابی تکنولوژی و به عنوان پیش زمینه‌ای برای پروژه‌های اصلی انجام شده‌اند. از این دست می‌توان به پروژه‌ی "تکیت بلو" که به عنوان پیش زمینه‌ی ساخت "بی 2" توسط نورثروپ در فاصله‌ی سالهای 1978 تا 1985 به انجام رسید و همچنین پروژه‌ی "اسنیکی پیت"که به عنوان پیش زمینه‌ی ساخت "اف 22" توسط جنرال داینامیکس به انجام رسید، اشاره کرد.
عوامل مؤثر در مشاهده‌شدن یک پرنده
مشاهده شدن یک وسیله‌ی پرنده توسط تجهیزات و ادوات شناسایی دشمن، با یکی از روش‌های زیر صورت می‌گیرد:
· سطح مقطع راداری و انعکاس امواج راداری به سمت گیرنده‌؛
· امواج فرو سرخ؛
· صوت؛
· مشاهده خود یا آثار وسیله با چشم مسلح یا غیر مسلح.
لذا وقتی بحث پنهان‌کاری مطرح می‌شود، می‌باید پنهان‌کاری و یا کم‌مشاهده‌پذیری در تمام حوزه‌های فوق مورد بررسی قرار گیرد.
تکنولوژی‌های پنهان‌کاری و کم مشاهده‌پذیری
ایجاد قابلیّت پنهان‌کاری و/یـا کم مشاهده‌پذیری، بـا استفـاده از یکی از روش‌های زیر و یا ترکیبی از آنها صورت می‌گیرد:
· جذب سیگنال‌های شناسایی؛
· انحراف سیگنال‌های شناسایی در جهت مطلوب؛
· ایجاد اختلال در سیگنال‌های شناسایی.
البته غیر از موارد فوق، برخی روش‌های دیگری نیز مطرح شده‌اند که گرچه مستقیمـاً سطح مقطع راداری را کاهش نمی‌دهند، اما باعث کاهش مشاهده‌پذیری وسیله‌ی پرنده می‌شوند. این روش‌ها عبارتند از:
· پرواز در ارتفاع بالا؛
· پرواز با سرعت زیاد؛
· پرواز در نزدیکی زمین و بین موانع زمینی مانند کوه‌ها و ناهمواریها.
بر اساس اطلاعات منتشر شده و مطالعات صورت گرفته، خصوصـاً اطلاعات منتشر شده توسط شرکت‌هـای نورث‌روپ-گرومن، ناسـا، لاکهید- مارتین و بویینگ که به ترتیب سازنده‌ی هواپیماهای پنهان‌کار بی-2، ایکس-29، اف-117 و بویینگ‌بِرد هستند، تکنولوژی‌های مرتبط با قابلیّت پنهان‌کاری و کم‌مشاهده‌پذیری که با یکی از روش‌های فوق‌الذکر منجر به قابلیّت پنهان‌کاری و کم مشاهده‌پذیری می‌گردند، و در آینده مورد استفاده خواهند بود، متناسب با سه بازه‌ی زمانی به صورت زیر تفکیک شده‌اند:
1- آینده‌ی نزدیک
· طراحی محل حمل سلاح در داخل بدنه (مانند هواپیماهای ایکس 45 و اَوِنْجِر II) با سطح مقطع راداری کم؛
· طراحی محل نصب موتور داخل بدنه (مانند هواپیمای ایکس45) با سطح مقطع راداری کم؛
· طراحی ورودی و خروجی موتور داخل بدنه با سطح مقطع راداری کم؛
· طراحی خروجی هوای موتور و حذف آثار راداری و مشاهده‌پذیری آن (بعنوان مثال هوای گرم خروجی، باید تحت پوشش هوای سرد در اطراف قرار گیرد)؛
· هواپیمای بدون دم با کنترل فعال (مانند هواپیماهـای ایکس-36 و بی2)؛
·ادم مایل (مانند هواپیمای اف-117)؛
· سازه‌های مرکب (کامپوزیت‌ها و مواد عبوردهنده‌ی امواج راداری)؛
· بال با زاویه‌ی عقب‌رفتگی و یا جلورفتگی زیاد؛
· بال شکسته (مانند ایکس45)؛
· بدنه بـا سطوح صاف (بدون انحنا) و شکسته روی بدنه (مانند هواپیمای اف117)؛
· زیر بدنه بـا سطوح صاف و بدون شکستگی (مانند هواپیمای اف117)؛
· بال و بدنه ادغام شدهبدون مرزهای شکسته در نمای خارجی (مثل بی2 و ایکس47)؛
· طراحی و ساخت سیستم کنترل برای پرواز در نزدیکی زمین؛
· طراحی آیرودینامیکی برای پرواز در رژیم سرعت نزدیک صوت؛
· موتور و سیستم‌ها با آلودگی‌های ارتعاشی و الکترومغناطیسی کم؛
· بدنه بـا نیمرخ پخ؛
· رنگ و پوشش‌های جاذب امواج رادار؛
· رنگ متناسب با شرایط پروازی (مانند اغلب هواپیمـاهـای پنهان‌کار که به علت پرواز در شب از رنگ سیاه استفاده می‌کنند)؛
· اندازه‌گیری سطح مقطع راداری پرنده (برای ارزیابی سطح مقطع راداری پس از پرواز و خسارتهـای احتمالی، مثل ضرباتی که به بدنه وارد شده و یا خراش‌هایی که در پوشش هواپیما ایجاد شده است).
2- آینده‌ی میان‌مدت
· طراحی و ساخت نـازل موتورهـای بـا قابلیّت کنترل بردار جت خروجی؛
· طراحی و ساخت سازه‌های مرکب به صورت یک تکه؛
· طراحی آیرودینامیکی برای پرواز با ماخ بالا؛
· طراحی و ساخت سیستم کنترل برای پرواز با پیروی از پستی و بلندی‌های زمین؛
· طراحی هواپیمـا با ابعاد کوچک‌تر (مانند ریزپهپـادها)؛
· اندازه‌گیری دقیق‌تر سطح مقطع راداری اجزای مختلف پرنده مثل موتور، خروجی موتور، سیستم‌ها و ... .
3- آینده‌ی دور
· طراحی و ساخت پلیمرهای الکتروکرومیک برای تغییر رنگ پوسته (پنهان‌کاری در مقابل چشم)؛
· طراحی و ساخت سیستم فعال برای تغییر میزان انعکاس‌دهی امواج راداری؛
· طراحی و ساخت مواد با قابلیّت تغییر میزان جذب امواج راداری؛
· طراحی آیرودینامیکی برای پرواز در ارتفاعات خیلی بالا (هوا- فضـا پیمـا)؛
· طراحی آیرودینامیکی برای پرواز در رژیم فرا صوت؛
· طراحی و ساخت بدنه و سیستم‌ها برای کاهش ابعاد پیکره در حد نانو؛
· طراحی و ساخت سیستم تصویرسازی مجازی روی بدنه‌ی هواپیما با استفاده از LCD (پنهان‌کاری در مقابل چشم مثل اختاپوس)؛
· طراحی و ساخت موتور سرامیکی برای جذب امواج رادار، کوچک کردن ابعاد موتور و کاهش صدا و نویز؛
· اندازه‌گیری میزان مشاهده‌پذیری پهپـاد در برابر چشم؛
· آموزش پرسنل زمینی برای استفاده از سیستم‌های مرتبط با پنهان‌کاری (نظیر سیستـمِ فعالِ تغییر میزان انعکاس‌دهی امواج راداری).
معرفی نمونه‌هایی از هواگردهای پنهان‌کار
· هواپیمای نامرئی: F-117
شاید بتوان هواپیمای “F-117” را انقلابی ترین هواپیمای دوران دانست که با ظاهر منحصر به فرد خود، شگفتی هر بیننده‌ای را بر می‌انگیزد.
اساس کار، در طراحی “F-117” به کارگیری سطوح تخت در تمام سطح خارجی بدنه می‌باشد. به همین منظور سطح زیرین هواپیما کاملاً تخت بوده و سطح جلویی زیر بال نیز با بدنه اختلاف سطح ندارد و این دو در امتداد یکدیگر می باشند.
این هواپیما برای حمل جنگ افزار، تنها به دهلیزهای خود متکی است و برای به دام انداختن امواج رادار، درهای دهلیز جنگ افزارها و ارابه فرود آن دارای لبه‌هایی دندانه‌ای شکل می‌باشند. برای هماهنگی با اصول پنهان‌کاری از همان پوشش سیاهی که در هواپیمایSR-71” و “U-2R” به کار رفته است، بهره می‌گیرد تا در شب ناپیدا باشد.
برای اینکه دریچه‌های ورودی هوای موتورها سطح مقطع راداری زیادی تولید نکند، توسط توری‌های ریزبافتی پوشیده شده‌اند که بازتاب امواج رادار را به صورت سطح صاف انعکاس می‌دهد.
خط مستقیمی که از نوک دماغه تا نوک بالها با زاویه همگرایی 5/67 درجه امتداد یافته است نقش بسزایی در کاهش RCS جلویی هواپیما دارد.
تمام سطح بدنه با مواد جاذب رادار پوشیده شده و سطوح شیشه‌ای کابین خلبان نیز با طلا پوشش داده شده تا انرژی راداری را به بدنه انتقال دهد.
این هواپیما به منظور کاهش علائم فروسرخ، شار خروجی موتور را با هوای کنارگذر سرد مخلوط کرده و از مجرایی که انتهای آن به شکل شیاری تخت، کم ارتفاع و عریض می‌باشد به بیرون هواپیما هدایت می‌کند. این اگزوزها دارای لبه‌ای در زیر خود می‌باشند تا منبع اصلی گرما را از حسگرهای روی سطح و واقع در ارتفاع پایین‌تر، مخفی نگه دارند.

مکانهای انتهای بدنه نیز به گونه‌ای به بدنه نصب شده‌اند که علاوه بر نگاه داشتن بازتاب راداری در کمترین مقدار، گازهای خروجی موتور را از حسگرهای فروسرخ دور می‌سازند که این امر در هنگام تعقیب شدن به وسیله جنگنده حامل اینگونه حسگرها اهمیت بیشتری می‌یابد.
با وجود آنکه مقدار دقیق سطح مقطع راداری “F-117” همچنان سری و طبقه‌بندی شده است اما برخی منابع، سطح مقطع راداری این هواپیما را از جلو به اندازه 01/0 مترمربع تخمین زده‌اند.
· بمب افکن پنهانکار B-2:
هواپیمای “B-2” و هواپیمای “F-117A” به واسطه ظاهر منحصر به فرد خود دارای RCS کمی می‌باشند. در طراحی این هواپیماها نیز به کارگیری سطوح تخت به منظور پژواک امواج ارسالی به سمت‌هایی مخالف با سمت رادار جستجوگر در نظر گرفته شده است.
بیشتر سطح بالایی “B-2” از «الاستومر» که رسانایی یکنواختی در سطح ایجاد می‌کند پوشیده شده است. مواد جاذب رادار نیز در بخش‌هایی همچون درب‌ها، داخل ورودی‌های هوا و دیگر منافذ به کار برده شده‌اند تا بازتاب امواج راداری را از این قسمت‌ها به حداقل برسانند. خروجی‌های موتور “B-2” روی بال جلوتر از لبه فرار قرار دارند و به سمت لبه‌های رو به بیرون و بالا می‌دمند.
برای کاهش علائم فروسرخ در این هواپیما، موتورها مجهز به مخلوط کننده‌های گازهای داغ با هوای سرد می‌باشند. همچنین برای جذب امواج فروسرخ ناشی از گرمای به وجود آمده توسط خورشید و مقاومت هوا در سطح هواپیما از رنگهای جاذب امواج فروسرخ که ترکیباتی از سولفید روی می‌باشند استفاده شده است. بارزترین عنصر کشف بصری یک هواپیما، اثری است که موتورهای آن در هوا برجا می‌گذارند که با تغییر ارتفاع، قابل از بین بردن است. اما شرایطی نیز پیش می‌آید که تغییر ارتفاع ممکن نباشد، در این حالت م‌وان با تزریق مواد شیمیایی در گازهای خروجی، ذرات آب را به قطراتی که قابل دیدن نباشد تجزیه کرد. در هواپیما “B-2” این مسئله در نظر گرفته شده است.
همچنین برای اینکه کشف بصری این هواپیما در روز به کمترین حد ممکن برسد سطح زیرین آن رنگ آمیزی خاکستری شده است.
· جنگنده تاکتیکی پیشرفتهYF-22A (ATF):
این جنگنده ترکیبی از پنهان‌کاری و کارآیی آیرودینامیکی است که قابلیت پنهانکاری را بدون از دست دادن مزیت آیرودینامیکی داراست.
برای حفظ ویژ‌گی‌های پنهانکاری، سوخت و جنگ افزارهای لازم برای اجرای مأموریت‌ها در درون بدنه حمل می‌شوند. دهلیزهای جنگ‌افزارها به صورت یک دهلیز بزرگ در زیر و جلوی بدنه تعبیه شده است.
از روبرو، یعنی مهمترین و حساس‌ترین وجه برای یک جنگنده ATF، از به کار بردن لبه‌های بازتاب‌دهنده امواج راداری بر مسیر پرواز، اجتناب شده است.
لبه‌های جلویی و عقبی دریچه ‌ها و صفحه‌های متحرک، دندانه دار می‌باشند تا انرژی راداری رسیده را پراکنده نمایند و دهانه‌های ورودی‌های هوای موتور نیز به همین دلیل به بیرون و پایین زاویه داده شده‌اند.
همچنین مجراهای ورودی s شکل نیز دهانه‌های کمپرسورهای موتور را از مسیر مستقیم امواج رادار پنهان می‌نمایند. این جنگنده 20 الی 30 درصد بزرگتر از “F-15” و 40 درصد بزرگتر از هواپیمای “F-18” می‌باشد. به همین دلیل از فاصله 10 مایلی قابل رویت است و در نتیجه اینگونه جنگنده‌ ها از طریق کشف بصری آسیب پذیر هستند.

· بالگرد نامرئی کمانچی “RAH-66”:

«کمانچی» نخستین بالگرد پنهانکار دنیاست و ادعا می‌شود که بازتاب راداری آن تنها به اندازه 25 درصد بالگرد آپاچی است و 75 درصد کمتر از آپاچی علائم فروسرخ از خود منتشر می‌سازد. کمانچی توسط رادار قابل رویت نیست، مگر در برد کوتاه که معمولاً کمتر از چند مایل است. گذشته از آنکه این بالگرد از مواد و سازه جذب‌کننده امواج راداری استفاده می‌کند سطح مقطع راداری بسیار کوچک آن تا حد زیادی مربوط به سطح بدنه شش‌گوشه‌ای، سر ملخ اصلی پوشش داده شده و جایگاه‌های جنگ‌افزار دهلیزی می باشد. علاوه بر این، توپ چرخان 20 میلی‌متری سه لوله آن را می‌توان به سمت عقب برگردانده و در یک پوشش آیرودینامیکی در پشت برجک جا داد. یکی دیگر از مهمترین عوامل تقلیل سطح مقطع راداری در این بالگرد، چگونگی قرار گرفتن شش بالک قابل حمل متصل به بدنه بالگرد همراه با سکانی یکنواخت می‌باشد. از دیگر تدابیری که در این بالگرد به منظور کاهش سطح مقطع راداری در نظر گرفته شده ملخ دوم می‌اشد که از نوع پروانه‌ای است و به یک طرف متمایل می‌باشد. در ضمن ارابه فرود، قابل جمع شدن است. حضور بالگردها را می‌توان قبل از اینکه در دید قرار گیرند توسط صدای آنها تشخیص داد. لذا در این هواگرد به منظور پنهانکاری بیشتر، تدابیری از قبیل افزایش ملخ‌ها در محور اصلی (ملخ‌های پنج تیغه‌ای) و پروانه دم و انحنای قابل توجه انتها تا نوک ملخ توسط طراحان این بالگرد صورت گرفته است. در این بالگرد به منظور کاهش اثر و رد اشعه فروسرخ، موتورها در داخل بدنه جاسازی شده‌اند و به صورت کلی یکی از بهترین وسایل عمود پروازی است که در مقابل ردیابی توسط اشعه فروسرخ محافظت شده است.

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:44 PM توسط : Holley
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386
پيرترين ستاره جهان

پيرترين ستاره جهان كشف شد

به نظر شما پيرترين ستاره جهان چندساله است؟ به تازگي يك گروه بين المللي از ستاره شناسان به سرپرستي آنا فربل از دانشگاه تگزاس در رصدخانه آستين مك دونالد، سن يك ستاره پير را در كهكشان راه شيري ما ارزيابي كرده اند. به گفته اين پژوهشگران سن اين ستاره 2/13 ميليارد سال است كه به راستي غيرطبيعي است. اين اندازه گيري حد پايين تري را براي سن جهان ارائه مي دهد و به ما كمك مي كند تا از تاريخ شيميايي كهكشان مان سردرآوريم.اين گروه از فنون تاريخ سنجي واپاشي راديواكتيو براي يافتن سن اين ستاره با نام HE1523-0901 استفاده كردند. سن اين ستاره بسيار نزديك به عدد 7/13 ميليارد سال يعني سن كل جهان است. فربل در اين مورد مي گويد؛ «اين ستاره مدت كوتاهي پس از انفجار بزرگ متولد شده است.» وي مي گويد؛ «نكته جالب آن است كه به زحمت مي توان سن يك ستاره را برآورد كرد، هرچند كه مي توانيم دريابيم آن ستاره هايي كه به لحاظ شيميايي پير هستند، بايد سن زيادي داشته باشند.»
چنين ستارگاني بايد چندين نسل پيش از ديگر ستارگان (كه كهكشان ما انباشته از آنهاست) متولد شده باشند.اخترشناسان تنها مي توانند سن آن دسته از ستارگان پير بسيار نايابي را به دقت برآورد كنند كه داراي مقدار زيادي از انواع عنصرهاي شيميايي خاص و از جمله عنصرهاي راديواكتيو همانند توريم و اورانيوم باشند.همانند باستان شناسان كه از كربن 14 و ديگر عنصرها براي تاريخ سنجي سنگواره هاي هزاران ساله زمين استفاده مي كنند اخترشناسان نيز از عنصرهاي راديواكتيو موجود در ستارگان براي تعيين سن آنها كمك مي گيرند، هرچند كه در اين مورد سن ستارگان به ميليون ها يا ميلياردها سال مي رسد.فربل در اين مورد مي گويد؛ «شمار بسيار كمي از ستاره ها عنصرهاي راديواكتيو دارند، من به دنبال زيرگروه بسيار نادري از اين گروه ناياب هستم. من به راستي به دنبال سوزني در انبار كاه هستم.»فربل با استفاده از طيف نگار يكي از چهار تلسكوپ 2/8 متري مجموعه «تلسكوپ بسيار بزرگ» در رصدخانه جنوبي اروپا در شيلي اندازه گيري هاي بسيار دشواري را در مورد مقدار اورانيوم ستاره HE1523-0901 انجام داد. وي مي گويد؛ «اين ستاره تاكنون بهترين موردي است كه تاريخ سنجي اورانيوم براي آن انجام شده است» و توضيح مي دهد در حالي كه اورانيوم پيش از اين در دو ستاره ديگر نيز يافت شده است، فقط در يك مورد مي توان سن دقيق ستاره را به اين روش به دست آورد.HE1523-0901 توريم نيز دارد كه يك عنصر راديواكتيو ديگر است و براي تاريخ سنجي ستارگان به كار مي آيد. به گفته فربل، اورانيوم كه نيمه عمرش 5/4 ميليارد سال است، نسبت به توريم ساعت بهتري است. نيمه عمر توريم 14 ميليارد سال است كه در حقيقت اين نيمه عمر از سن جهان نيز بيشتر است.اما اخترشناسان براي ارزيابي سن يك ستاره به جز عنصرهاي راديواكتيو همانند اورانيوم و توريم، به عنصرهاي ديگري نيز نياز دارند. فربل مي گويد؛ «براي هر عنصر راديواكتيو بايد از يك عنصر ديگر موجود در ستاره به عنوان شاهد استفاده كرد. از آنجايي كه وي چندين عنصر شاهد از اين نوع را در ستاره يادشده يافت، توانست سن ستاره را به دقت تعيين كند. در اين مورد يوروپيم، اسميم و ايريديم عنصرهاي شاهد بودند. فربل توانست با تركيب دو عنصر راديواكتيو و سه عنصر شاهد يافت شده در يك ستاره از شش «ساعت كيهاني» استفاده كند. وي مي گويد؛ «تاكنون براي هيچ ستاره ديگري بيش از يك ساعت كيهاني به كار نرفته بود. اما ما به يك باره با شش ساعت كيهاني در يك ستاره مواجه هستيم.»فربل و همكارانش با استفاده از اين يافته هاي جديد مي توانند به سرنخ هاي تازه اي در مورد ايجاد و تكامل عنصرهاي شيميايي در زمان بسيار كوتاهي پس از انفجار بزرگ بپردازند. اين مشاهدات همچنين مي تواند اطلاعات تجربي جديد و مهمي ارائه دهد. به گفته فربل؛ «ستارگاني همانند اين ستاره آزمايشگاه هاي كيهاني ايده آلي براي بررسي سنتز هسته اي خواهند بود.»

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:59 PM توسط : Holley
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386
جهان هاي موازي

دید کلی
آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجود دارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟
آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره‌ای به نام زمین با کوههای مه گرفته ، مزارع حاصل خیز و شهرهای بی در و پیکر در منظومه خورشیدی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می‌کند؟

آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟
اگر جوابتان مثبت است، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این مقاله را تا همین جا رها کند، در حالی که شما به خواندن مقاله تا انتها ادامه خواهید داد.

نظریه جهانهای موازی
اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر می‌رسد، اما آنگونه که از قرائن بر می‌آید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می‌کنند. بنابر این پیش بینی ساده‌ترین و پر طرافدارترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که در کهکشانی که حدود 10280 متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می‌کنند.

این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسیهای نجومی است، اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی‌کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیال پردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است.

فضای بیکران
اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می‌کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل‌ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد. در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالتهای ممکن ار گزینه‌های موجود در زندگی ما را تجربه می‌کنند. من و شما احتمالا هرگز خودهای دیگران را نخواهیم دید.

وسعت عالم
دورترین فاصله‌ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می‌کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 4x1026 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می‌کند. بطور مشابه ، عالمهای خودهای دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده‌ترین و سر راست‌ترین نمونه از جهانهای موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از "جهان چند گانه" بزرگتر است.

جدال فیزیک و متا فیزیک
با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می‌کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه‌های غریب و ماهیتهای غیر قابل مشاهده است. مرزهای فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهمنهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است.

پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده‌اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می‌کنند و می‌توانند آن را دستکاری نمایند.

انواع جهانهای موازی
دانشمندان تا کنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده‌اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان می‌توان داشته باشد. یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهانهای موازی دیگر مفهومی خیال پردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر می‌رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر اینگونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است.

فراسوی محدوده دید تلسکوپهای ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند، آن نواحی یکی از انواع جهانهای موازی هستند. دانشمندان حتی می‌توانند محاسبه کنند که این جهانها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهمتر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است. زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می‌شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می‌گیرند که جهانهای دیگر می‌توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهانها بسیاری از جنبه‌های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد.

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:40 PM توسط : Holley
شنبه سوم شهریور 1386


کشف نزدیک‌ترین ستاره‌ی نوترونی

دانشمندان نزديک‌ترين ستاره‌ي نوتروني شناخته شده را کشف کردند. فاصله‌ي اين ستاره‌ي نوتروني ازما بين ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ سال نوري است و خصوصيات عجيبي دارد که تاکنون مشاهده نشده بود.

ستارگان نوترونی دسته‌ایی از ستارگان هستند که از بقایای یک انفجار ابرنواختری پدید می‌آیند و ستاره شناسان معمولا آن‌ها را در کنار بقایای یک ابرنواختر یا یک ستاره ی همدم می‌یابند. تاکنون تنها ۷ ستاره‌ی نوترونی تک و بدون همدم شناخته شده است.

دانشمندان دانشگاه‌های ایالات متحده و کانادا٬ در بررسی یک منبع پرتوی ایکس که ماهواره‌ی « رزت »(ROSAT) آلمان و ‌آمریکا آن را کشف کرده بود، پس از کمک گرفتن از ماهواره‌ی سویفت ناسا و سپس تلسکوپ چاندرا و در نهایت رصدخانه‌ی جمینی شمالی هاوایی به این نتیجه رسیدند که جرم مورد بررسی یک ستاره‌ی نوترونی است که از صفحه‌ی راه شیری خارج شده است. این ستاره‌ی نوترونی که «کالورا»(Calvera ) نام دارد٬ بین ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ سال نوری از ما فاصله دارد.

 

در این بررسی، بیش از ۱۸۰۰۰ منبع تابش پرتوی ایکس در طول موج‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفت. این ۱۸۰۰۰ منبع را ماهواره‌ی آلمانی-آمریکایی «رزت» در سال‌های دهه ی ۹۰ کشف کرده بود. پس از بررسی در طول موج‌های مختلف مشخص شد که منبعی با نام ۱RXS J۱۴۱۲۵۶.۰+۷۹۲۲۰۴ در طول موج‌های پرتو ایکس درخشش بسیار بیش‌تری از سایر بخش‌های طیف الکترومغناطیس مانند نور مرئی، فرو سرخ و رادیویی دارد.

سپس با کمک گرفتن از ماهواره‌ی سویفت ناسا، اطلاعات بیش‌تری از این منبع ناشناخته به دست آمد و مشخص شد درخشش آن برابر با همان میزانی است که سال‌ها پیش رزت اندازه گیری کرده بود. آنگاه بزرگ‌ترین تلسکوپ زمین را برای بدست آوردن اطلاعات نوری در خدمت گرفتند. اما تلسکوپ ۱/۸ متری جمینی در هاوایی هیچ اثری از منبع مرموز رصد نکرد. حتی کوچک‌ترین اثری از این منبع در تصاویر یافت نشد و معلوم شد که این منبع هر چه که باشد تنها در طول موج پرتو ایکس می درخشد.

با توجه به اطلاعات به دست آمده، هیچ نظریه‌ای نمی‌توانست به طور کامل وضعیت را شرح دهد. به احتمال زیاد، این جسم نوع پیچیده‌ای از ستارگان نوترونی است همچنین بعید نیست نوع جدیدی از اجرام در فضا باشد. مورد عجیب دیگری هم درباره‌ی کالورا وجود دارد. ستارگان نوترونی به طور معمول در صفحه‌ی راه شیری پدید می‌آیند ولی کالورا در بخش‌های خارجی صفحه‌ی کهکشان واقع شده است. ممکن است کالورا در صفحه‌ی راه شیری تشکیل شده و سپس بر اثر نیرویی به خارج از صفحه رانده شده باشد.

با کشف کالورا، دانشمندان می‌گویند ممکن است تعداد زیادی از این گونه اجرام در گیتی وجود داشته باشد که با بررسی‌هاي بيش‌تر در سال های آینده اطلاعات ارزشمندی از چگونگی شگل گیری این اجرام و ساختار آنها بدست خواهند آورد.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:56 PM توسط : Holley
پنجشنبه یکم شهریور 1386


انسلادوس بستری نامناسب برای حیات

هنگامي كه فضاپیمای كاسيني آبفشان‌هاي يخ آب در حال فوران را بر روي انسلادوس٬ قمر زحل٬ كشف كرد تصور وجود حيات در این قمر پديد آمد.اما طرح جديدي از چگونگي ايجاد اين آبفشان‌ها در انسلادوس٬ احتمال وجود حيات ميكروبي روي این قمر را بسيار بعيد ساخته است.
 
هنگامي كه فضاپیمای كاسيني آبفشان‌هاي يخ آب در حال فوران را بر روي «انسلادوس»(Enceladus)٬ قمر زحل٬ كشف كرد تصور وجود حيات در این قمر پديد آمد زیرا بر روي زمين٬ دانشمندان حتي در عجيب‌ترين محيط‌هایی که آب مایع دارند٬ حيات ميكروبي يافته‌اند. اما طرح جديدي از چگونگي ايجاد اين آبفشان‌ها در انسلادوس٬ احتمال وجود حيات ميكروبي روي این قمر را بسيار بعيد ساخته است.
تصويري خيالي از انسلادوس/والتر ميرز

هنگامي كه اين آبفشان‌ها نخستين بار كشف شدند دانشمندان فرآيند ایجاد آنها را «Cold Faithful » نام نهادند. در اين طرح فعل و انفعال‌هايي كشندي بين انسلادوس و زحل اين قمر را گرم مي‌كند٬ به اين علت محفظه هایی از آب مايع زير پوسته‌ي يخي ايجاد مي‌شوند. به موجب قوي‌تر شدن فشار زير يخ, اين پوسته‌ي يخي ناگهان تركيده و يخ آب به فضا پاشيده مي‌شود.

اما محققان دانشگاه «الينوي»(Illinois) طرح جديدي را مطرح کردند. در اين طرح آنها چگونگي ايجاد ستون‌های ابری آبفشان مانند را بدون مطرح كردن محيطي مایع براي حيات توضيح مي‌دهند. اين فرآيند «Frigid Faithful » ناميده می‌شود و در آن نيازي به آب مايع نيست.

انسلادوس با لايه‌اي از تركيبات يخ سفت به نام «کلتریت»(clathrate) پوشیده شده است که می‌تواند تا عمق ده‌ها کیلومتر پیشروی کند. این کلتریت‌ها حتی با منبع حرارتی نه چندان گرمی در زیر قطب جنوب این قمر٬ می‌توانند شکاف‌ها و شکستگی‌هایی را که مشاهده شده است٬ ایجاد کنند و تغییر شکل دهند.

بر خلاف داشتن گودال‌های آب نزدیک سطح در مدل قبلی٬ در این مدل٬ این شکاف‌ها تا عمق ۳۵ کیلومتری پیش می‌روند و در طول این مسیر دمای آن‌ها در ۱۵۰ درجه سانتی گراد زیر صفر تقریبا ثابت می‌ماند در نتیجه مکان مناسبی برای حیات نخواهد بود.

در این صورت آبفشان ها از کجا می‌آیند؟ هنگامی که کلتریت‌ها شکاف بر می‌دارند٬ گازهایی از این شکاف‌های خطی بالا می‌آیند. این گازها سپس در فضا تراوش می‌شوند و ستون‌های ابری را که کاسینی مشاهده کرده بود٬ به وجود می‌آورند.

یکی از محققان به نام «گوستاو جیویا» (Gustavo Gioia) می‌گوید:" به راستی انسلادوس منجمد است. به نظر می رسد حتی اگر قمري گرما٬ مایع و یا جابجایی‌های درونی نداشته باشد٬ فوران های گرم٬ فعالیت های آبفشان مانند و عوارضی مانند صفحات تکتونیک در آن امکان پذیر است.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:1 AM توسط : Holley

RSS